P5
-خب... خب... خب... قراره حسابی خوش بگذرونیم (نیشخند)
هان وو: یاششش شیباللل ولم کننن
-حالا حالا حالا باهات کار دارم
ببرینش (اشاره به بادیگارد ها)
#اطاعت قربان
ویو جونگ کوک
وقتی هان وو رو بردن رفتم سمت تهیونگ و دستشو گرفتم
+میخای باهاش چیکار کنی؟
-نگران نباش یکم شکنجش میدم و بعد ولش میکنم
+اگه... اگه... به پلیس خبر بده چی؟..
-جرعتشو نداره....
+هوفف...
-نگران نباش کوچولو (خنده)
+یاااا من کوچولو نیستم...
-باشه باشه (خنده)
=تهیونگا..
-جان؟
=میشه امشبو پیشتون بمونیم؟ بعد مدت ها جونگ کوکو دیدم میخام یکم بیشتر پیشش باشم...
-باشه... همه بمونین... تو مشکلی نداری کوک؟
+نه.... اتفاقا خوش میگذره...
=پس بزنین بریم که خیلی گشنمه..
-بریم (خنده)
همه رفتیم تو و یه ناهار خوب خوردیم بعدم باهم دیگه گرم صحبت شدیم داشتیم همینجور حرف میزدیم که نگاهم به تهیونگ افتاد...
+خوبی؟..
-ار.. اره خوبی فقط شونم درد میکنه
+عام... اجوما..
اجوما: بله ارباب؟
+پماد دارین؟
اجوما: بله...
+میشه لطفا بیارین؟
اجوما: چشم
=چیشده ته؟ میخای بریم دکتر؟
-نه نه خوبم...
=این یعنی خوب نیستی
-چه ربطی داشت
=همیشه لازم نیست خودتک خوب نشون بدی اگه واقعا دردت شدیده بگو بریم بیمارستان
-نه زیاد نیست
اجوما: بفرما پسرم
+ممنون
در پماد رو باز کردم و یکم از دکمه های پیرهنشو باز کردم و پماد رو زدم به شونش که جیمین گفت....
ادامه دارد....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرایط پارت بعد
۱فالوور
۱۳کامنت
۱۲لایک
هان وو: یاششش شیباللل ولم کننن
-حالا حالا حالا باهات کار دارم
ببرینش (اشاره به بادیگارد ها)
#اطاعت قربان
ویو جونگ کوک
وقتی هان وو رو بردن رفتم سمت تهیونگ و دستشو گرفتم
+میخای باهاش چیکار کنی؟
-نگران نباش یکم شکنجش میدم و بعد ولش میکنم
+اگه... اگه... به پلیس خبر بده چی؟..
-جرعتشو نداره....
+هوفف...
-نگران نباش کوچولو (خنده)
+یاااا من کوچولو نیستم...
-باشه باشه (خنده)
=تهیونگا..
-جان؟
=میشه امشبو پیشتون بمونیم؟ بعد مدت ها جونگ کوکو دیدم میخام یکم بیشتر پیشش باشم...
-باشه... همه بمونین... تو مشکلی نداری کوک؟
+نه.... اتفاقا خوش میگذره...
=پس بزنین بریم که خیلی گشنمه..
-بریم (خنده)
همه رفتیم تو و یه ناهار خوب خوردیم بعدم باهم دیگه گرم صحبت شدیم داشتیم همینجور حرف میزدیم که نگاهم به تهیونگ افتاد...
+خوبی؟..
-ار.. اره خوبی فقط شونم درد میکنه
+عام... اجوما..
اجوما: بله ارباب؟
+پماد دارین؟
اجوما: بله...
+میشه لطفا بیارین؟
اجوما: چشم
=چیشده ته؟ میخای بریم دکتر؟
-نه نه خوبم...
=این یعنی خوب نیستی
-چه ربطی داشت
=همیشه لازم نیست خودتک خوب نشون بدی اگه واقعا دردت شدیده بگو بریم بیمارستان
-نه زیاد نیست
اجوما: بفرما پسرم
+ممنون
در پماد رو باز کردم و یکم از دکمه های پیرهنشو باز کردم و پماد رو زدم به شونش که جیمین گفت....
ادامه دارد....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرایط پارت بعد
۱فالوور
۱۳کامنت
۱۲لایک
- ۹.۵k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط